سرگذشت اقتباس علوم و فنون جدید

سرگذشت اقتباس علوم و فنون جدید

سرگذشت اقتباس علوم و فنون جدید

نویسنده : سهیلا بسکی

چاپ شده در شماره بیست و چهار  مجله آبادی، بهار ۱۳۷۶

 

بخش اول:  archawpress.com/45667/

بخش دوم 


سرگذشت اقتباس علوم و فنون جدید
سرگذشت اقتباس علوم و فنون جدید

مقدمه

در دوران امیرکبیر علاوه بر کارخانه های اسلحه سازی در تهران و ایالات، کارخانه های پارچه بافی، شکرریزی، چینی و بلورسازی ، کاغذسازی ، چدن ریزی و فلزکاری و دیگر صنایع کوچک تأسیس می شود.

تا روی کار آمدن امیرکبیر

تا روی کار آمدن امیرکبیر محصلان اعزامی به اروپا جز یکی دوتن مطلقه با عالم کار و صنعت و کارگری ارتباطی نداشتند، اما امیر در تکمیل نقشه رواج صنعت در ۱۲۶۷ شش تن از صنعتکاران ایرانی را برای رشته های گوناگون به روسیه می فرستد و دو نفر را به عثمانی .

گروهی که روانه روسیه می شوند عبارتند از : آقارحیم اصفهانی در کاغذسازی، کربلائی عباس در بلورسازی، کربلائی صادق در چدن ریزی ، کربلائی احمد در تصفیه شکر و قندسازی، مشهدی علی در نجاری و اسباب چرخ سازی، آقا عبدالله در شماعی. دونفر از حریربافان کاشان هم برای آموختن چرخ ابریشم» به عثمانی اعزام می شوند.

گروه نخست در ۱۲۷۰ در زمانی که دیگر امیر نبود به ایران باز می گردند و به کار می پردازند. از جمله آقارحیم اصفهانی در تهران کارخانه بلورسازی برپا می کند و در محله پایین دروازه اصفهان کاغذگر خانه . حاجی میرزا محمد تاجر سرپرست این گروه در روسیه نیز در ساری کارخانه شکرریزی و چدن سازی و چلنگری و نجاری دایر می کند .

تأسیس کارخانه ها

در همین زمان کارخانه های دیگری نیز تأسیس می شود، از جمله کارخانه ریسمان ریسی در تهران، که اسباب آن از فرنگستان وارد می شود، و در کارخانه چلواربافی بین تهران و شمیران و یک کارخانه حریربافی در کاشان . استاد عبدالحمید قناد، که مامور تصفیه شکر مازندران شده  است ، نمونه آن را به تهران می فرستد و چون مرغوب است ، به توسعه کشت نیشکر اقدام می شود. امیر خود در نامه ای به جان داود نوشت : «شکر را در مازندران نوعی سفید کرده اند که بهتر از شکر هندوستان است.»

روزنامه وقایع اتفاقیه

مطالب روزنامه وقایع اتفاقیه که تحت نظر امیر تهیه می شود وجهه . نظر او را در ترویج صنعت جدید نشان می دهد. در یکی از شماره های این روزنامه درباره محصولات کارخانه بلورسازی و چینی سازی قم و تهران نوشته می شود: محصول بلور کارخانه قم در وهله اول «بطوری که مطلوب باشد به عمل نیامده بود، تا در هفته گذشته … آلات ساده ای که در آنجا به عمل آورده بودند، غلیان ساده و گیلاسهای چراغ هیچ از بلور تمیز داده نمی شد.

از دیوان اعلی تنخواه و اخراجات دادند که رفته ، سعی نمایند لاله و مردنگی و سایر چیزهایی که قدری تفاوت جزئی داشت، خوب بعمل بیاورند. » و ظروف چینی که سابقا ساخته بودند مشابهت در لون و قواره به چینی داشتند، لکن اصل خمیره به پای چینی نرسیده بود، در هفته گذشته ساخته بودند که در همه چیز شباهت تام به ظروف چینی داشت. قاب و قدحهای بزرگ و سایر اقسام چینی . لهذا حکم شد که کارخانه خوب بزرگ در میان ارک ساخته شود که استادان در آنجا آمده، مشغول شوند». امیر خرسند به جان داود نوشت: «بلور دارالخلافه به درجۂ امتیاز رسیده، و خیلی سفید و صاف. لاله و مردنگی و گیلاسی که ساخته شده است قریب به آن است که مثل بلور ممالک فرنگ به نظر آید.»

ترقی صنعت

امیرکبیر برای ترقی صنعت از اهل فن و هنر سخت پشتیبانی می کند. به حاجی محمدحسین کاشانی که پارچه ای از پنبه و گچ ساخته که «دوامش به اعلى مراتب زیادتر» از ماهوت است و «لطافت آن از ماهوت کم نیست وجه دوهزار دست کلیجه نظامیان را می پردازد و در روزنامه وقایع اتفاقیه خبر اعلام می شود . برای دلگرم ساختن شال بافان کرمان نیز شالهایبافته آنها که «شخص صاحب رشته در کمال اشکال می تواند ان شال کشمیری تمیز دهد، بلکه می توان گفت تمیز داده نمی شود. همان شال که به شال امیری معروف شد .

اقمشه خود ایران

در عید نوروز به امنای دولت خلعت داده می شود و مقرر می گردد لباس تابستانی نظامی از «اقمشه خود ایران دوخته شود .» و با ذکر اقدام امیر در ترویج تولید یکی از مصنوعات جدید فرنگی و سرنوشت صنعتگر ایرانی پس از عزل امیر این دوره را به پایان می بریہ که گویای سرنوشت صنعتگران و صنایع نوپای ایران در دوران پس از اوست :
در اوایل ۱۲۶۶ امیر سماوری را که ملک التجار روسیه با یک دست ظروف چایخوری برایش به ارمغان فرستاده به یکی از صنعتگرا زبردست اصفهان می سپارد تا نظیرش را بسازد.

استاد اصفهانی از عهده آن بر می آید. امیر سرمایه ای در اختیار او می گذارد تا به فن سماورسازی بپردازد و مقرر می دارد تا چند سال ساختن سماور دار انحصار او باشد.
سرنوشت استاد سماور ساز را محمدعلی فروغی به نقل از پدرش باز گفته است: پس از عزل امیر مأموران دولت سراغ سماور ساز می روما و سرمایه ای را که به او داده اند، مطالبه می کنند. چون آن را صرف تی لوازم کار نموده بود نمی تواند همه وجه را بپردازد، استاد هنرمند را در .. می گردانند و چوب بر سر و رویش می زنند مگر رهگذران ترحمی کنند در چیزی بدهند تا قرض خود را کارسازی نماید. از آن ضربه ها که بر سر شے وارد می آید نابینا می شود و بقیه عمر به گدایی می نشیند.
بحران اجتماعی هه، امواج مشروطیت(۱۲۶۹-۱۳۲۲ )

پس از قتل امیرکبیر

پس از قتل امیرکبیر دوران انحطاطی آغاز می شود که با بحران اقتصادی، رکود : کارخانه و راهها، و به هر رشته ای از رشته های تمدن و تمکن اقدام نمایند، اسباب رضای خاطر و خشنودی ماست و حفظ آن بر عهده ما است .»

وزیر مختار انگلیس

وزیر مختار انگلیس می نویسد: «شاه در ملاء عام نیز مضمون فرمان را تکرار نمود که احدی اختیار تعدی به جان و مال مردم را ندارد. یکی از درباریان گفت : «هیچکس چنین حقی را ندارد، مگر اعلیحضرت پادشاه.» اما شاه حرفش را قطع و اعلام کرد: «نخیر شاه هم حق ندارد.» شاهزاده ملک آرا نوشته است که شاه بعد از سفر سوم به فرنگ وزیران را برای کنکاش در امر اصلاحات به دربار فراخواند و بدون هیچ تناسبی کار پارلمان انگلیس و مجلسیان آنجا را به رخ وزیران کشید:

 

در این سفر آنچه ملاحظه کردیم تمام نظم و ترقی اروپ به جهت این است که قانون دارند. ما هم عزم خود را جزم نموده ایم که در ایران قانونی ایجاد نموده، از روی قانون رفتار نمائیم. شما بنشینید و قانونی بنویسید. و در این خصوص آنقدر تأکید و اصرار کردند و مبالغه نمودند که از حد و حصر گذشت. هیچکدام از ما حاضران که چیزی می فهمیدیم نتوانستیم عرض کنیم که بند اول قانون سلب امتیاز و خودسری از شخص همایون است و شما هرگز تمکین نخواهید فرمود. لاعلاج همه بلی بلی
گفتیم.»

صنعت داخلی

اما در همین دوره ۵۰ ساله که هر کوششی حتی از طرف مقامات عالیرتبه دربار از جمله امین الدوله و صنیع الدوله در احداث کارخانه های تولیدی جدید و انتقال صنعت نوین به ایران ناکام می ماند و رواج کالاهای فرنگی صنایع بومی را نابود و مراکز صنعت داخلی را در شهرهای بزرگی مثل کاشان و یزد و اصفهان متروک می سازد، تمدن جدید از راههای دیگر در زندگی جامعه نفوذ گسترده ای می یابد.

مسیر نخست تأسیس نهادهای خدماتی اقتصادی و عمومی از قبیل بانک، پست، تلگراف، بیمه … و مسیر دوم تأسیس نهادهای اداری جدید از قبیل شهرداری، شهربانی، ثبت احوال، ثبت اسناد و املاک ، گمرکات جدید … از روی الگوهای اروپایی است. در برپایی تمامی این نهادها به ناگزیر از کارشناسان خارجی استفاده می شود و آنها سازمان اداری و خدماتی جدید را، پایه گذاری می کنند.

سرگذشت دارالفنون

سرگذشت دارالفنون، و تأسیس نظام آموزش رسمی و وزارت آموزش عالی (ابتدا به نام وزارت علوم و سپس وزارت معارف) را در متن چنین شرایطی دنبال می کنیم .
دارالفنون هنگامی آغاز به کار کرد که سایه موسس آن از سرش کوتاه شده و مقدر شده بود به جای آنکه مطابق نیت بانی خود محل نشر معارف و صنعت جدید باشد، در ردیف موسسات درباری در آید.

شاه در ابتدا به آن علاقه نشان می دهد، مرتب به مدرسه می رود، شاگردان را امتحان می کند و جایزه و نشان می دهد، رسمی که در دوره های بعد نیز باقی می ماند. اما ۹ سال بعد، پس از اعلام تشکیل وزارت صنایع و علوم (دو وزارتخانه جدید که همزمانی تأسیس آنها گویای پذیرش ارتباط تنگاتنگ صنعت و علم است)، و برگزاری نخستین امتحان رسمی علوم جدید برای محصلان دارالفنون، بنا به دستور ناصرالدین شاه که اینک در هراس از فعالیتهای تحصیلکردگان و فرنگ رفتگان بود بیانیه ای در روزنامه وقایع اتفاقیه چاپ می شود.

سردار کل دارالسلطنه

در این بیانیه دو نکته قابل تأمل است: ترتیب جدید ثبت نام در مدرسه که منوط به اجازه وزیر علوم و سردار کل دارالسلطنه تبریز شده و به معنای آن است که غیر از شاهزادگان و اعیان و مقربان دربار کسی نمی تواند به مدرسه راه یابد و دیگر اشاره به این که وجود شاگردان فعلی و فارغ التحصیل شده برای خدمت دولت کافی است. این اعلام صریح وجهه نظر حکومت در تأسیس مدارس جدید برای تربیت خدمتگزار برای دولت است.

تضمین پرداخت مواجب مناسب به تحصیلکردگان دارالفنون نیز حاکی از این طرز تلقی است. سرنوشت فارغ التحصیلان دارالفنون که عده ای از آنها در همان سال فراغت از تحصیل به فرانسه اعزام می شوند به استثنای آنهایی که در رشته نظام تحصیل می کنند و به کار نظام می پردازند، مؤید آن است که در مقابل آنها، به ویژه آنهایی که صنعتی را آموخته اند، راه دیگری نیز گشوده نیست.

به برخی از آنها اشاره می کنیم 

– حسین خان فرزند قاسم خان و میرزا حسنخان در فرانسه چدن ریزی آموختند . پس از بازگشت به ایران مدتی به این در و آن در زدند، تا عاقبت هر دو با مختصر مواجبی جزو صاحب منصبان قورخانه شدند. اولی تا مقام سرتیپی قورخانه رسید، ولی دومی چندان نزیست و زود در گذشت .

آقامحمد پسرعموی شیخ محسن خان مشیرالدوله تحصیل علم چینی سازی کرد. همسر او هم که فرانسوی بود از این فن اطلاع داشت، اما پس از بازگشت به ایران، هیچیک نتوانستند کاری مناسب با تخصص خود به دست آورند. اما برای آقامحمد سالیانه صدتومان مواجب برقرار شد و ظاهرا کسر درآمد را از کار در یکی از سفارتخانه های اروپائی تأمین می کرد، تا وقتی که به کنسولگری جده و سپس مصر منصوب شد.

.اسدالله خان آق اولی علاوه بر تحصیل ریاضی، در صنعت کاغذسازی کار کرد و مهارتی یافت . اما چون به ایران آمد او را با حقوق ماهی ده تومان به سمت منشی پستخانه منصوب کردند. از او نقل می کنند: «اگر کاغذساز نشدم شکر خدا را کاغذباز شدم .

. میرزا غفار تبریزی که از نجبای تبریز بود در صنعت دباغی تحصیل کرد و با شوق به تهران آمد که در ایران کارخانه دباغی دایر کند. ولی بعد از سالها دوندگی صدتومان مواجب یافت و در قورخانه به کاری منصوب شد. در عوض به خاطر هنری که آموخته بود لقب «دباغ باشی به او داده شد.

۔ میرزا حسن تبریزی در صنعت عینک سازی و تراش عدسیهای دوربین کارکرد، ولی به قول مجدالاسلام کرمانی: «نزدیک بین نبود و مقربان حضرت را ندید، کاری از پیش نبرد و ناکام مرده مجدالاسلام نوشته است: «علاوه بر اینها چندنفر هم در فن باغبانی و گل کاری به درجه معلمی رسیدند، ولی از بوستان ایران گلی نچیدند…»

در این دوره اقداماتی دیگر نیز در زمینه آموزش معارف و فنون جدید صورت می گیرد

– نخستین مدارس تخصصی نظیر مدرسه عالی علوم سیاسی، حقوق، مدرسه فلاحت مظفری و مدرسه صنایع مستظرفه تأسیس می شوند.

. در زمان ریاست وزراء میرزا حسن مستوفی الممالک در سال ۱۳۲۹ هجری قمری از طرف وزارت معارف نخستین قانون اعزام محصل به مجلس تقدیم و به تصویب می رسد.

. نخستین دوره های کارآموزی که عمدتا مربوط به رشته فعالیتهایی از قبیل پست، تلگراف، امور بانکی و پلیس و نظایر آنهاست برگزار می شود. به طور مثال شوالیه ریه دررداکسبرگ اطریشی که برای اصلاح وضع پست استخدام شده است، به تأسیس کلاسی برای تربیت کارمندان اقدام می کند.

درباره نویسنده

دانشجوی مهندسی اجرائی عمران در دانشگاه تبریز

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *